محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4529

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و كارش نيرو گرفته بود . وهم در اين سال ابو مسلم از اردوگاه خويش در اسفيدنج به ما خوان انتقال يافت . سخن از انتقال ابو مسلم از اردوگاه اسفيدنج به ماخوان و سبب آن مسلمة بن يحيى گويد : وقتى ابو مسلم قيام كرد كسان سوى او شتابان شدند و مردم مرو سوى وى رفتن گرفتند . نصر متعرض آنها نمىشد . كرمانى و شيبان نيز كار ابو مسلم را ناخوش نداشتند از آن رو كه وى به خلع مروان بن محمد مىخواند . گويد : ابو مسلم در دهكده اى بود به نام بالين در خيمه اى كه كشيكبان و حاجب نداشت و كار وى به نزد كسان بزرگ مىنمود و مىگفتند : « يكى از بنى هاشم نمودار شده كه داراى بردبارى و وقار و سكون است . » گويد : جوانانى از مردم مرو كه زاهد پيشه بودند و طالب فتنه ، در اردوگاه ابو مسلم به نزد وى رفتند و از او دربارهء نسبش پرسيدند كه گفت : « اثر من براى شما از نسبم بهتر است . » دربارهء چيزهايى از فقه از او پرسش كردند كه گفت : « امر كردن شما به معروف و نهى كردنتان از منكر ، برايتان بهتر از اين است . ما اينك مشغوليم و به يارى شما بيشتر از سؤال كردنتان نياز داريم ، از ما درگذريد . » گفتند : « به خدا نسبى براى تو نمىشناسيم و پنداريم كه جز اندكى نمىمانى و كشته مىشوى . ميان تو و كشته شدن جز اين فاصله نيست كه يكى از اين دو كس فراغت يابد » ابو مسلم گفت : « ان شاء الله من آنها را مىكشم . »